المحقق السبزواري

829

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

ملمّات الدّهر من أهل الخاصّة . و إنّما عماد الدّين ، و جماع المسلمين ، و العدّة للأعداء ، العامّة من الأمّة ؛ فليكن صغوك لهم ، و ميلك معهم . » يعنى : « بايد كه دوست‌ترين كارها به سوى تو اوسط چيزى باشد كه در حقيقت باشد ، و آن چيزى ، است كه متوسّط باشد ، ميانهء افراط و تفريط و بر حدّ اعتدال و استقامت باشد ، و عامترين آنها به حسب عدل باشد - يعنى ، عدالت آن شاملتر باشد و به مردم بيشتر رسد - و جامعتر باشد رضاى عامّه و جمهور رعايا را ، نه آنكه مخصوص خاصّه و اهل مكنت و اعتبار و اقتدار باشد . به درستى كه ناخشنودى عامّهء ناس دفع مىكند خشنودى خاصّهء ناس را - يعنى ، خشنودى خاصّه در جنب سخط عامّه نمىنمايد و ناخشنودى خاصّه نزد خشنودى عامّه متنفّر است و ضررى نمىرساند - و نيست هيچ احدى از رعيّت گرانبارتر بر والى به حسب مؤنتها در زمان فراخى و آسانى ، و كمباريتر و مددكاريتر در وقت بلا ، و كراهت‌دارنده‌تر عدل و انصاف را در امور ، و خواهنده‌تر مطالب و اغراض را به الحاح و مبالغه ، و كم‌شكرتر در وقت عطا ، و دير عذرپذيرفته‌تر در وقت منع ، و ضعيف صبرتر نزد فرودآمدنهاى غمهاى روزگار از خواصّ رعيّت . و ستون دين و محلّ جمعيّت مسلمين و كارسازى و تهيّه از جهت دشمنان عامّه از امتند . پس ، بايد كه بوده باشد محبّت تو از براى ايشان ، و بوده باشد ميل تو با ايشان . » غرض حضرت آن است كه بيشتر در بند رضاجويى عامّهء رعيّت بايد بود و خشنودى ايشان را بر خشنودى جماعت خواصّ ترجيح بايد داد ؛ به جهت كثرت و عمومى كه عامه را هست ، خاصه را در جنب ايشان قدرى نيست ، و مع ذلك خاصه را چند خاصيت هست كه اين خواصّ باعث ترجيح جانب عامّه مىگردد : يكى آنكه خاصّه در وقت فراخى و آسانى گرانبارتر و پرمؤنت‌ترند . ديگر ، آنكه در وقت بلا و سختى كم معونت‌ترند و انصاف و عدل را بيشتر كراهيت دارند ، چه به حسب غرور و كبرى كه دارند و بزرگى كه به خود اعتقاد مىكنند ، خواهش ترجيح و تفضّل در همه باب دارند و به حقّ خود راضى نمىشوند و بر حقّ استحقاق خود نمىايستند . ديگر ، الحاح و مبالغهء ايشان در طلب انجاح و حوايج بيشتر است . ديگر ، شكر ايشان در وقت عطا كمتر است ، و قبول عذر كردن ايشان در وقت منع كمتر است ، و صبر ايشان در شدايد ضعيفتر است .